محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
356
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مردم و پرهيز از آزاررسانى به آنها را راه رسيدن به خشنودى او و پاداش قرار داده است . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ابوذر فرمود : « آزار خود را از مردم بازدار كه با اين كار به خود نيكى مىكنى . » « 1 » ( و لا تهتكوا أستاركم عند من يعلم اسراركم ) اگر كار نيكى را در پنهانى انجام داديد ، آن را بازگو نكنيد و در برابر مردم آشكار نسازيد كه خداوند خود از آن آگاه است و به آن پاداش مىدهد . برخى نيز معناى بند گذشته را چنين گفتهاند كه آشكارا گناه نكنيد . اين برداشت از ظاهر عبارت دور است . ( و أخرجوا من الدّنيا قلوبكم من قبل أن تخرج منها أبدانكم ) منظور از دنيا در اين بند ، كارهاى حرام است . ( ففيها اختبرتم و لغيرها خلقتم ) انسان براى بقا و جاودانگى در آخرت آفريده شده است و دنيا تنها گذرگاهى براى آزمايش و جدايى بهشتيان از جهنميان است . ( إنّ المرء إذا هلك قال النّاس ما ترك ) مردم معمولا پس از مرگ افراد درباره ميراث مادى او مىپرسند ( و قالت الملائكة ما قدّم ) و فرشتگان درباره ميراث معنوى او جويا مىشوند و اينكه چه توشهاى به جهان آخرت پيش فرستاده است . ( للّه آباؤكم ) امام عليه السّلام از رويگردانى مردم از جهان جاويدان آخرت به سوى اين دنياى زودگذر ابراز شگفتى مىكند . ( فقدّموا بعضا ) كمى از كارهاى نيك براى خود به پيش بفرستيد . ( يكن لكم قرضا ) كارهاى نيك نزد خداوند به وديعت گذاشته مىشوند و روزى آنها را بازپس خواهيد گرفت كه هيچ يك از مال و فرزندان برايتان سودى ندارد . اين بند به آيه زير اشاره دارد : « كيست
--> ( 1 ) . مسند احمد : 5 / 150 ؛ نوادر الراوندي : 3 .